حرفی برای تمام فصول

و لقد یسرنا القرآن للذکر فهل من مدکر؟

نود و سه

بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیمِ

فاجاءها المخاض اِلی جذع النّخله..
فَنَادَاهَا مِن تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِی قَدْ جَعَلَ رَبُّکِ تَحْتَکِ سَرِیًّا
پس درد زایمان، او را به تنه نخلی کشانید...
ناگهان از پائین پایش او را صدا زد که غمگین مباش ‍
پروردگارت زیر پای تو چشمه آبی قرار داده است.
...
گاه‌گاهی
چشمه‌ای بجوشان!
تکیه‌گاهی، سایه‌ای، نخلی برآور!
نهری جاری کن!
حمل این بارها خسته‌‌‌ام می‌کند
آستانه زایشِ این دردها، بی‌تابم...

   + مریم روستا ; ٥:۳٩ ‎ب.ظ ; ٢٧ امرداد ۱۳۸٩
comment نظرات ()