حرفی برای تمام فصول

و لقد یسرنا القرآن للذکر فهل من مدکر؟

صد و هفده

بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیمِ

وَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ
لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِی الأَرْضِ جَمِیعًا مَّا أَلَّفَتْ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ
وَلَکِنَّ اللّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ
و میان دلهای‌شان الفت انداخت
اگر آنچه در روى زمین است همه را خرج مى‏کردى نمى‏توانستى بین دلهای‌شان الفت برقرار کنى
ولى خدا بود که میان آن‌ها الفت انداخت.
...
منزهی تو
ای مؤلف قلوب!
این صفحه‌های رنگ رنگ را فقط تو می‌توانی توی یک کتاب، تألیف کنی.
با شیرازه ایمان.
.
پ.ن: قَلبُ المؤمِن بَین اصبعی الرّحمن یقلّبه کیف یشاء.

   + مریم روستا ; ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ ; ٢٥ شهریور ۱۳۸٩
comment نظرات ()

صد و شانزده

بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیمِ

یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ
وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ
می‌خواهند نور خدا را با دهان‌هاشان خاموش کنند
و خدا نورش را اتمام خواهد کرد اگر چه کافران را خوش نیاید.
...
خورشید را می‌شود آتش زد؟!

   + مریم روستا ; ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ ; ٢٢ شهریور ۱۳۸٩
comment نظرات ()

صد و پانزده

بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیمِ

وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِی هَذَا الْقُرْآنِ لِیَذَّکَّرُواْ
وَمَا یَزِیدُهُمْ إِلاَّ نُفُورًا
و به راستى ما در این قرآن (حقایق را) گونه‏گون بیان کردیم تا پند گیرند
ولی آنان را جز نفرت نمى‏افزاید.
...
نفرت می‌بارید از چشم‌های همه‌شان
وقتی صفحه‌های نور را به آتش می‌سپردند.
نمی‌‌دانند
هزار و چهارصد سال پیش هم قلوب جماعتی همین‌قدر لبریز نفرت می‌شد
وقتی آیه‌های نور و رحمت و بشارت را می‌شنیدند.

   + مریم روستا ; ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ ; ٢٢ شهریور ۱۳۸٩
comment نظرات ()

صد و چهارده

بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیمِ

إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِّلْمُتَوَسِّمِینَ
به راستی که در آن، نشانه‌هاست برای نشانه‌شناسان.
...
«با چشم‌های عاشق بیا تا جهان را تلاوت کنیم.»

پ.ن: این صد و چهاردهمین پست این‌جا بود. و من چقدر عدد صد و چهارده را دوست دارم.

   + مریم روستا ; ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۸ شهریور ۱۳۸٩
comment نظرات ()

صد و سیزده

بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیمِ

لاَ یَغُرَّنَّکَ تَقَلُّبُ الَّذِینَ کَفَرُواْ فِی الْبِلاَدِ
مَتَاعٌ قَلِیلٌ ثُمَّ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ
رفت و آمد (و جنب و جوش) کافران توی شهرها تو را نفریبد.
برخورداریِ اندکی‌ست،
سپس جایگاه‌شان جهنم است و چه بد جایگاهی‌ست.
...
و زرق و برقِ غرب، تو را نفریبد.
برخورداریِ اندکی‌ست...

   + مریم روستا ; ٤:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱٧ شهریور ۱۳۸٩
comment نظرات ()

صد و دوازده

بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیمِ

تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ
آن سرای آخرت را برای کسانی قرار می‌دهیم
که در زمین اراده برتری‌جویی نداشته باشند.
...
آه از این همه زیاده‌خواهی‌ و برتری‌جویی‌...

   + مریم روستا ; ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱٦ شهریور ۱۳۸٩
comment نظرات ()

صد و یازده

بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیمِ

أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ
تفاخر به بیشترداشتن، شما را غافل داشت.
...
خانه بزرگ‌تر
ماشینِ بهتر
مدرکِ بالاتر
پولِ بیشتر
لباسِ شیک‌تر
آه
اَلهانَا التَّکاثُر.

   + مریم روستا ; ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱٦ شهریور ۱۳۸٩
comment نظرات ()

صد و ده

بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیمِ

هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُکُمْ فِی الأَرْحَامِ
اوست کسى که شما را در رحِم‌ها صورت‌گرى مى‏کند.
...
مادر را
همین افتخار بس
که نه ماه
وجودش، ظرفِ صورت‌گری خدا می‌شود.
ظرف صورت‌بندیِ یک حیّ‌ متألّه.

   + مریم روستا ; ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱٦ شهریور ۱۳۸٩
comment نظرات ()

صد و نه

بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیمِ

هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُکُمْ فِی الأَرْحَامِ
اوست کسى که شما را در رحِم‌ها صورت‌گرى مى‏کند.
...
واقعاً
تو
مرا در رحِمِ‌ مادرم تصویر می‌کردی؟!
حتی تصوّرش هم شیرین است.

   + مریم روستا ; ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱٦ شهریور ۱۳۸٩
comment نظرات ()

صد و هشت

بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیمِ

سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَیْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ
إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ
پاک و منزه است خدایی که بنده‌اش را شبانه
از مسجدالحرام به مسجدالاقصی- که گرداگردش را مبارک ساختیم- برد.
...
جای پاهای رسول ما
هنوز رویِ سنگ‌فرش‌های تو هست،
آن شبی که از تو تا «قاب قوسین او ادنی» بالا رفت. 
تو میراث مایی،‌ حقِ مایی.
ای مسجدِ مبارک!
و به ما یاد داده‌اند: حق، گرفتنی‌ست.

   + مریم روستا ; ٩:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۱ شهریور ۱۳۸٩
comment نظرات ()

صد و هفت

بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیمِ

وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ
و تو چه می‌دانی شب قدر چیست؟
...
«کارِ ما نیست شناساییِ رازِ‌ گلِ سرخ
کارِ ‌ما شاید این باشد
که در افسونِ گلِ‌ سرخ شناور باشیم.»

   + مریم روستا ; ٩:٤٤ ‎ق.ظ ; ۱۱ شهریور ۱۳۸٩
comment نظرات ()

صد و شش

بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیمِ

وَالْعَادِیَاتِ ضَبْحًا
فَالْمُورِیَاتِ قَدْحًا
سوگند به اسبان دونده‌ای که نفس‌زنان (به سوی میدان جهاد) پیش رفتند.
و سوگند به آن‌ها (که بر اثر برخورد سم‌شان به سنگ‌ها) جرقه‏های آتش افروختند.
...
کجای قرآن تو نیستی؟!
وقتی قرآن حتی به صلابتِ اسبانِ لشکرت هم سوگند می‌خورَد.

پ.ن: ر.ک. شأن نزول سوره عادیات؛ بحارالانوار ج 21 ص 66 و مجمع البیان ج 10 ص 528

   + مریم روستا ; ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱٠ شهریور ۱۳۸٩
comment نظرات ()

صد و پنج

بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیمِ

یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا
ای کسانی که ایمان آورده‌اید
...
کجایِ قرآن تو نیستی؟!
وقتی ابن عباس گفته باشد
«هیچ «یا ایّها الّذین امنوا»یی در قرآن نیست
مگر این‌که علی بن ابیطالب در صدر آن‌ گروه و امیرِ آن‌هاست.»
اصلاً قرآن، خودِ‌ تویی
آه از ابلهانی که صلیبِ «حَسبُنا کِتابَ الله» برداشته‌اند.

   + مریم روستا ; ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ ; ٩ شهریور ۱۳۸٩
comment نظرات ()

صد و چهار

بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیمِ

إِذِ انبَعَثَ أَشْقَاهَا
فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ نَاقَةَ اللَّهِ وَسُقْیَاهَا
فَکَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا
آن‌گاه که شقی‌ترینِ آن ها به پا خاست.
پس رسولِ‌خدا (صالح) به آن‌ها گفت: شترِ خدا و آب خوردن‌ش را. (حرمت نهید)
ولی آن‌ها او را تکذیب کردند و ناقه را پی کردند. 
...
فرمود: « ای علی! شقی‎ترین مردم از پیشینیان،
همان کسی بود که ناقه صالح را کشت،
و شقی‎ترینِ مردم این روزگار،
همان کسی‌ست که محاسن‌ت را به خون سرت رنگین می‎کند.»

پ.ن: از رسول خدا (ص). بحار/ ج 43/ ص 47

   + مریم روستا ; ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ ; ۸ شهریور ۱۳۸٩
comment نظرات ()

صد و سه

بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیمِ

تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم
فرشتگان و روح، در آن (شب)، به اذن پروردگارشان فرود می‌آیند.
...
و زمین، امشب فرودگاهِ فرشته‌ها می‌شود.

   + مریم روستا ; ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ ; ٧ شهریور ۱۳۸٩
comment نظرات ()

صد و دو

بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیم

وَالسَّمَاء ذَاتِ الرَّجْعِ
سوگند به آسمانِ پرباران.
...
سوگند به چشم‌هام.

   + مریم روستا ; ۳:٠۳ ‎ب.ظ ; ٦ شهریور ۱۳۸٩
comment نظرات ()

صد و یک

بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیمِ

فَخَرَاجُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَ هُوَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ
و مزد پروردگارت بهتر است
و اوست که بهترین روزى‏دهندگان است.
...
خوش به حال آن‌ها که دل به «خراجِ» تو بسته‌اند.

   + مریم روستا ; ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ ; ٥ شهریور ۱۳۸٩
comment نظرات ()

صد

بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیمِ

إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا
همانا با هر سختی، آسانی هست.
...
آه
این سربالایی‌های نَفَس‌گیر که تمام بشوند...

   + مریم روستا ; ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ ; ٥ شهریور ۱۳۸٩
comment نظرات ()

نود و نه

بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیمِ

أَفَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ
فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِهَا
أَوْ آذَانٌ یَسْمَعُونَ بِهَا
فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَکِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ
آیا در زمین گردش نکرده‏اند
تا دل‌هایى داشته باشند که با آن بیندیشند؟!
یا گوش‌هایى که با آن بشنوند؟!
در حقیقت چشم‌ها کور نیست لیکن دل‌هایى که در سینه‏هاست کور است.
...
«‌‌برای تو و خویش
چشمانی آرزو می‌کنم
که چراغ‌ها و نشانه‌ها را در ظلمات‌مان ببیند،
گوشی
که صداها و شناسه‌ها را در بیهوشی‌مان بشنود،
برای تو و خویش،
روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیرد.»1

1. مارگوت بیگل

   + مریم روستا ; ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ ; ۳ شهریور ۱۳۸٩
comment نظرات ()

نود و هشت

بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیمِ

إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُکَ
وَإِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّکَ أَنتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ
اگر عذابشان کنى، آنان بندگان تواند
و اگر بر ایشان ببخشایى تو خود، توانا و حکیمى.
...
شهر آنِ توست و شاهی
فرمای هر چه خواهی
گر بی‌عمل ببخشی
ور بی‌گنه برانی1

پ.ن: سعدی (علیه الرّحمه)

   + مریم روستا ; ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ ; ٢ شهریور ۱۳۸٩
comment نظرات ()

نود و هفت

بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیمِ

صِبْغَةَ اللّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً
رنگ خدایی
و چه رنگی از زنگ خدایی بهتر است؟
...
دل‌زده‌ام از این رنگ‌های تکراری.
آمده‌ام تو مرا رنگِ خودت کنی؛ رنگِ خدایی.

   + مریم روستا ; ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱ شهریور ۱۳۸٩
comment نظرات ()